مقدمه ای بر نقشه های اکوسیستم محتوا (بخش اول)

مقدمه ای بر نقشه های اکوسیستم محتوا (بخش اول)

نقشۀ اکوسیستم محتوا نمایشی بصری از واقعیت محتوای شما است یعنی آنچه دارید و مکان قرارگیری آن، و باید بگوییم که اکنون وقت داشتن یک نقشه محتوا است. بله، قطعا نیازمند یک نقشه محتوا هستید. کدام یک از موارد زیر برایتان آشنا است:
• فقط دارم سعی می کنم حواسم را از کار با محتوا دور کنم.
• اطلاعی از تعداد دامنه هایمان ندارم.
• تیم های محتوای ما همه در بخش های جداگانه هستند و هیچ کس نمی داند که چه کسی در حال انجام چه کاری است.
• محتوا روز به روز در حال تغییر و به روز شدن است و ما حتی نمی دانیم که باید از کجا شروع کنیم.
اگر اوضاع برای شما هم بر همین منوال است، می بایست ایجاد یک نقشه اکوسیستم محتوا را مد نظر داشته باشید. این نقشه ها ابزار مورد نظر ما جهت درک و ثبت واقعیت محتوای یک سازمان است. نقشه های اکوسیستم محتوا ممکن است نمودارهایی باشند که با رسم فوری در یک بعد از ظهر انجام شده و یا بخشی از یک فرآیند کشف و مستندسازی چند هفته ای باشند.
داشتن تصویری از واقعیت محتوا باعث می شود در موردش با دیگران صحبت کنید و نیز راهی برای جلوگیری از احساس سردرگمی است. در بسیاری از سازمان ها تصویر کامل واقعیت محتوا تنها در ذهن یک فرد قرار دارد و این باعث افزایش فشار کاری آن شخص می شود.
در این پست می خواهیم به برخی سوالات رایج درباره اهداف و روند ایجاد نقشه های اکوسیستم محتوا پاسخ دهیم.

نقشه اکوسیستم محتوا چیست؟

نقشه اکوسیستم محتوا تصویری است از اکوسیستم محتوای شما. اکوسیستم محتوا شامل همه محصولات، برندها، انواع محتوا، تیم ها، فناوری ها و یا کانال ها است. یافتن مرزهای آنچه به عنوان اکوسیستم محتوای تان در نظر می گیرید بخشی از مرحله ایجاد نقشه است. موضوع از چه قرار است؟ چه چیزی در دنیای محتوا حائز اهمیت است؟
ما عبارت «اکوسیستم» را از علوم زیستی قرض گرفته ایم، زیرا استعاره مناسبی برای هدف مان است. جنگل تنها محدود به درختان نیست، اکوسیستم محتوا نیز فراتر از پست ها و صفحات یک وب سایت است.
واژه «نقشه» را نیز از علوم کارتوگرافی قرض می گیریم. از نقشه برداران، به این دلیل که آنها دقیقا همان نشانه هایی هستند که به شما کمک می کنند تا مسیر را تعیین کرده، برای آن برنامه ریزی نموده و جهت گیری های تان را مشخص کنید.
نقشه های ما معمولا در قالب یک مدل مفهومی است که نامی فانتزی برای نموداری است که روابط بین ایده ها را توصیف می کند. مدل های مفهومی می توانند انواع مختلفی از اشیاء طبیعی را به ساختار یک برنامه وب تفسیر کنند. با یک نقشه اکوسیستم محتوا، شما در واقع روابط موجود بین همه آن چیزهایی را که بخشی از واقعیت محتوا هستند توصیف می کنید.
در اینجا مثالی ساده از این موضوع را مطرح می کنیم:

نقشه کامل اکوسیستم شما مفاهیم و اتصالات بیشتری نسبت به این داشته و می تواند رنگ، آیکون ها و حتی استعاره های بصری را در خود جای دهد. اما امیدوارم این مثال به شما ایده اولیه آنچه که درباره اش در اینجا صحبت می کنیم را ارائه دهد.

چه زمانی باید یک نقشه اکوسیستم محتوا ایجاد کنیم؟

همین الان! خب، منظورمان درست همین لحظه نیست. لطفا این مقاله را بخوانید، اما بعدا دست به کار شوید.
مستندسازی وضعیت فعلی یکی از مواردی است که نقشه های اکوسیستم محتوا به بهترین شکل انجامش می دهند. بله، شما می توانید از آنها برای طراحی آینده ای مطلوب و تخیلی استفاده کنید، اما بنا به تجربه شخصی ما، بدون داشتن تصویری مناسب از زمان حال نسبت به زمانی که در بهترین وضعیت ممکن هستید، رسیدن به آن آینده دشوار می نماید.
برخی مواقع خاص جهت ایجاد نقشه اکوسیستم محتوا مواردی را باید مد نظر داشته باشید:
۱- پیش از طراحی مجدد وب سایت
اگر قصد تغییر بخش هایی از یک ساختمان را داشته باشید، به احتمال زیاد نیاز به نقشه اصلی خواهید داشت. همچنین اگر می خواهید آمپلی فایری را تعمیر کنید، به احتمال زیاد به نقشه مدارها و اجزای آن که توسط سازنده طراحی شده احتیاج پیدا می کنید. تصویری از واقعیت را قبل از تلاش برای تغییر آن حتما در اختیار داشته باشید.
۲- پس از طراحی مجدد وب سایت
شاید فرایند بازطراحی را اخیرا انجام داده باشید و مطالب این مقاله در حال حاضر فقط نکات مفیدی را گوشزد کند. نگران نباشید! تا زمانی که وضعیت مناسبی دارید و قبل از این که همه چیز دوباره به هم بریزد مستندسازی را انجام دهید.
۳- هنگامی که نهایتا عنوان شغلی خود را به استراتژیست محتوا تغییر می دهید
اکنون زمان مناسبی برای به دست گیری مواردی است که دقیقا مسئولیت آن را پذیرفته اید.
۴- قبل از اضافه کردن یک کانال دیگر
نقشه های اکوسیستم محتوا روشی عالی برای شناسایی فرصت ها و موضوعات زائد است. نقشه برداری به شما کمک می کند تا به شکل انتقادی در مورد نحوه ترکیب کانال های جدید و فرصت های نشر فکر کنید.

محدودیت های نقشه اکوسیستم محتوا کدامند؟

این که بدانید نقشه اکوسیستم محتوا چه چیزی «نیست» اهمیت دارد. نقشه های اکوسیستم محتوا ابزارهای بسیار خوبی برای کنترل هرج و مرج محتوایی و برقراری ارتباط با دیگران هستند، اما در عین حال قادر به انجام هر کاری نیستند. اما نقشه اکوسیستم محتوا چه چیزی نیست؟
– نقشه اکوسیستم محتوا «گردش کار» نیست
نقشه های اکوسیستم محتوا روشی عالی برای ضبط تمامی گردش کارهای مختلفی است که با هم در یک مکان همراه با افراد، محتوا و کانال های پشتیبانی کننده گردش کارها فهرست می شوند. با این حال، این نقشه ها برای مستندسازی گردش کار کامل تولید محتوای مفروض در سطح بسیار بالایی هستند.
– نقشه اکوسیستم محتوا «موجودی محتوا» نیست
موجودی ها و نقشه های اکوسیستم به خوبی با یکدیگر کار می کنند. موجودی محتوا اغلب مرحله بعدی پس از نقشه برداری اکوسیستم است. گفتنی است که صفحات گسترده هنوز هم برای ثبت هر بیت داده مرتبط با تمام صفحات یک وب سایت بهترین انتخاب هستند.
فرایند نقشه برداری به شما کمک خواهد کرد که تصمیم بگیرید کدام کانال ها در ابتدا می بایست تغذیه شوند. همچنین در مورد هماهنگی واژگان برای مواردی از قبیل گروه های مخاطب، گروه های ذینفع و ابزارهای انتشار، کمک می کند تا اطمینان بیشتری در طول فرآیند ممیزی محتوا ایجاد شود.
– نقشه اکوسیستم محتوا یک «مدل محتوا» نیست
مدل محتوا مجموعه ای منسجم از راهنماها و دستورالعمل ها برای همه انواع مختلف محتوا (به عنوان مثال فهرست محصولات) است. مدل محتوا «نمودار» نیست، گرچه می توانید نمودارهایی برای توصیف مدل محتوا ایجاد کنید.
اگر چندین و چند نوع محتوا و یا محتوایی بسیار ساختار یافته در دست داشته باشید، احتمالا نمی خواهید یا در کل نیازی به داشتن همه این جزئیات در نقشه اکوسیستم خود نخواهید داشت. به جای آن، از این نقشه استفاده کنید تا بتوانید خود را به اصطلاح در این فضا نگه دارید، به طوری که در ابرداده (metadata)، طبقه بندی ها و معماری اطلاعات که مدل سازی محتوا ایجاب می کند دقیق شوید.
نکته: اگر شما از قبل یک مدل محتوا دارید، مطمئن باشید از همان زبان برای انواع و اجزای محتوا در نقشه اکوسیستم خود استفاده کرده باشید.

نقشه برای چه کسی است؟

این نقشه در واقع برای خود شما و هر کس دیگری است که قصد دارد وضعیت فعلی اکوسیستم محتوا را درک کند. برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر از نقشه تان، یا آن را با همکاری دیگران بسازید یا از آن به عنوان ابزاری بصری در بیان داستان محتوای سازمان تان استفاده کنید. مانند هر نقشه دیگری، این نقشه را هم به کمک یک راهنمای مناسب، راحت تر می توان درک کرد.

خوب، اما من با آن چه می کنم؟
آن ضرب المثل قدیمی مسافر را می دانید؟ مقصد، پیمودن مسیر است. این مورد اغلب مربوط به نقشه برداری اکوسیستم محتوا نیز می شود. فرصت های زیادی در طی مسیر برای توضیح و یا تصمیم گیری در مورد موضوعاتی همچون واژگان، مالکیت، دامنه، ساختار سازمانی، نظارت بر محتوا و موارد دیگر وجود دارد.
هنگامی که نقشه اولیه تکمیل شد، تبدیل به ابزاری برای آموزش تعداد بیشتری از همکاران محتوا، برنامه ریزی روند، انجام تجزیه و تحلیل خلاء و نیز اولویت بندی پروژه های محتوا می شود. این نقشه ها در زمینه مدیریت تغییر با ارائه روشی کمتر انتزاعی برای بحث در مورد کیفیت محتوای موجود و وضعیت آن در آینده می پردازند.

چه نرم افزاری برای این کار مناسب است؟
ما نقشه های خود را در نرم افزار OmniGraffle ایجاد می کنم. کار با این نرم افزار ساده و کم هزینه است. یکی از دلایل ناشناخته بودن OmniGraffle رواج کمتر آن در محیط کسب و کار است.

فرایند ایجاد نقشه اکوسیستم محتوا چیست؟

نکات مهمی وجود دارند که امیدواریم در پست های آینده بتوانیم به آنها بپردازیم، اما روند ما به شکل پیشرفته به این صورت است:
مرحله ۱: همه عناصر موجود در اکوسیستم محتوا را که به راحتی به ذهن خطور می کند فهرست کنید
وب سایت ها، تیم ها، مخاطبان، افراد، کانال ها، سیستم ها، دستورالعمل ها، اسناد اداری و غیره. این فهرست معمولا ترکیبی از موارد خاص مانند تیم محتوای سازمانی شرکتXYZ و موارد عمومی مانند حساب های کاربری در رسانه های اجتماعی است. (در پست بعدی از این مجموعه مقالات به بررسی دقیق تر عناصر موجود در نقشه اکوسیستم محتوا می پردازیم).
مرحله ۲: چند مفهوم کلیدی را روی یک بوم قرار دهید و بین آنها فلش بکشید
زیاد در موردش فکر نکنید. فقط به برقراری ارتباطات بپردازید. کدام یک به وضوح به همدیگر متصل هستند؟ چه مفاهیمی برای شما اهمیت دارد؟ چه اتصالاتی جالب هستند؟
مرحله ۳: با برچسب گذاری روی فلش ها، روابط را تعریف کنید
منظور از تعریف روابط چیزی است که این روابط را تصویری از اکوسیستم محتوای تان کرده و تنها یک اکوسیستم محتوای مفروض نیست، علاوه بر این، آن را از نمودارهای سازمانی ناکارآمدی که اغلب در هنگام جستجو به آنها برخورد کردیم هم، متمایز می کند. برچسب های ما «فعل» ها هستند و نیازی هم نیست فانتزی باشند. مانند: «است، دارد، مالک … است، مدیریت می کند، منتشر می کند، تحت تاثیر قرار می دهد، مرتبط با، و غیره.» ذیلا چندین اتصال از نقشه های واقعی برای پروژه ها ایجاد شده است:

مرحله ۴: جزئیات را آنقدر ویرایش کنید تا صحیح و جامع به نظر برسد
برای پروژه ای با ابعاد بزرگ تر، ممکن است چندین جلسه کاری ۹۰ دقیقه ای طی چند هفته برگزار شود، که این بازه زمانی، فرصتی را برای اصلاح و مرتب سازی جزئیات نقشه بین جلسات کاری با همکاران فراهم می کند. همه این ها بستگی به واقعیت محتوا و داستان تان در مورد آن دارد.
مرحله ۵: در میان گذاشتن با بقیه و تأیید گرفتن
اگر نمودار فقط برای شما قابل فهم است، پس بیشتر شبیه یک معما است تا یک نقشه. نقشه را با بقیه در میان گذاشته و به ویژه از متخصصان امر بازخورد دریافت کنید. مطمئن شوید درک شما از واقعیت با درک آنها یکسان و منطبق باشد. آنقدر به این کار ادامه دهید تا افراد کم و بیش روی نقشه واقعی متمرکز شوند.
و این همان چیزی است که لازم داشتید. غیر ممکن را ممکن کردید. شما تصویری از واقعیت محتوای تان کشیده اید و افراد را به پذیرفتن این که حقیقتا این واقعیت است مجبور کرده اید. اکنون ابزاری بسیار قدرتمند برای بحث درباره تلاش های آینده تان برای استراتژی محتوا در اختیار دارید. موفق باشید.
منبع: www.braintraffic.com
مترجم: مهران اشرفی

دیدگاه بگذارید

avatar