از دل برود هر آنکه از دیده رود… (قسمت اول)

از دل برود هر آنکه از دیده رود… (قسمت اول)

کوکاکولا ۱۲۷ ساله شد!

آمارهای ورشکستگی و شکستِ کسب‌وکارها، بسیار تکان‌دهنده و قابل تأمل است.

بیش از نیمی از شرکت‌ها، استارت‌آپ‌ها، حرفه‌ها، مشغله‌ها و مشاغل در ۵ سال اول تأسیس‌شان، ورشکست می‌شوند و بازی را می‌بازند و خلاصه از صحنه و صفحۀ رقابت و بازار به کلی محو و ناپدید می‌شوند.

این قبیل آمارها واقعاً عمق فاجعه را به رخ می‌کشند و آن آسودگی خاطر و خیالِ خوشِ مدیران آگاه را می‌ربایند؛ اما تا اینجا هنوز بخشی از داستانِ تلخ ولی واقعی را گفته‌ایم!

الباقیِ آن ۵۰درصدی که توانسته‌اند از طوفان‌ها و سونامی‌های ۵ سال اول، جانِ سالم به در ببرند، به چه سرنوشتی دچار می‌شوند؟ پاسخ، ناامیدکننده است زیرا ۲۰درصدشان در ۵ سالۀ دوم، عمرشان را به سایر دوستان و فعالان و رقیبان عطا می‌کنند و به گورستانِ نامرئی ناموفق‌ها می‌پیوندند.

راستی آن ۳۰درصدِ باقی‌مانده چه بر سرشان می‌آید؟! ۱۵درصد نیز در ۵ سالۀ سوم، مرگ را به آغوش می‌کشند!

تعدادِ بسیار کمی از فعالان اقتصادی می‌توانند به استقبالِ جشنِ تولد ۱۶ سالگی‌شان بروند و اکثر همین کسب‌وکارهای موفقی که جزو خوشبختان و نجات‌یافتگانِ بازار هستند نهایتاً تا ۴۰ سالگی‌شان، چراغ عمرشان خاموش می‌گردد پس عمر متوسط یک کسب‌وکار، ۴۰ سال است که در مقایسه با متوسط عمرِ انسان (۷۰ سال) باز هم کوتاه است.

برای هضم بهتر و بیشتر این آمارها، به یکی از صدها هزار شرکت ناموفق اشاره می‌کنم که برای همۀ ما آشناست! شرکتی که در سال ۱۹۸۷ اولین تلفن دستی (تلفن همراه) را رونمایی کرد و در سال ۱۹۹۸ بیشترین سهم فروش تلفن‌های همراه را از آن خود کرده بود و حجم معاملاتش در سال ۱۹۹۶ از ۶٫۵ میلیارد یورو در طول چهار سال به ۳۱ میلیارد دلار رسید و بالاخره در سن ۲۶ سالگی‌اش به گورستانِ ناموفق‌ها پیوست! نام این غولِ بازار «نوکیا» بود…

شرکت «مارسونی» که در برهه‌ای از تاریخ به عنوان ستونِ صنعت انگلستان، یکه‌تازی می‌کرد یا شرکت بزرگ مخابراتی «مکس ول» یا شرکت BC که زمانی ستارۀ بورس سهام بود و اکنون نامی از آن‌ها به گوش نمی‌رسد. در ایران نیز انبوهی از این نمونه‌های بزرگِ شکست‌خورده از صنعت فولادسازی گرفته تا مؤسسات مالی و هزاران شرکتی که در مقطعی از زمان، تبلیغاتِ وسیع‌شان همچون باران و تگرگ از آسمانِ رسانه‌ها و… بر سر مخاطبان سرازیر می‌شد همان‌هایی که روزگاری از بالای برجِ بلندِ غرور به دیگران می‌نگریستند و «شکست» هرگز به مخیله‌شان خطور نمی‌کرد.

در ایالتِ میشیگانِ آمریکا، شهری است به نام «آن‌آربور» (Ann Arbor)

اگر مختصری از شهر بیرون برویم شاهد مجتمعی اداری – تجاریِ کهنه‌ساختی خواهیم بود و چنانچه داخل آن مجتمع عظیم بشویم، بسیار تعجب خواهیم نمود!

در اکثر راهروها، قفسه‌هایی طولانی و بزرگ وجود دارند (شبیه آنچه در فروشگاه‌های زنجیره‌ای و هایپرمارکت‌ها دیده‌ایم؛ اما با یک تفاوتِ عجیب!)

 

«داخل تمامیِ قفسه‌ها از هر محصولی، فقط و فقط و فقط یک عدد وجود دارد»

 

عکس‌هایی که مشاهده خواهید کرد، مربوط به همین مجتمع می‌باشد

 

getimage

Museum-of-Failed-Products-007

products1-thumb-590x392-61048

حال به پرسش اصلی می‌رسیم:

اینجا کجاست؟ چرا از هر کالایی تنها یک عدد وجود دارد؟

 

ادامه دارد…

نویسنده: امیر ساکت

دیدگاه بگذارید

avatar